عبد الله قطب بن محيى
490
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
سلام بر سيّد اخوان باد ، هرجا كه باشد و بر ساير اخوان ، بنا بر بعضى اعذار بدنى كه مانع سهولت كتابت است ، از مكاتيب به همين يك قناعت رفت ، آن را بر فراغت و قلّت شوق محمول ندارند و نه از اين باب شمرند كه : جوش نطق از دل دليل دوستى است * بستگى نطق از بىالفتى است كه الفت به غايت است ، مستدام باد و السّلام على الاخوان . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 204 - [ بنىآدم ، بعضى به مثابهء ديدهاند ] من عبد اللّه قطب الى وليّى فى اللّه و نصيرى الى اللّه حبيب قلبى الامير محبّ الملّة و الحقّ و الدّين الشيخ محمد ، نصره اللّه و ايّد . جدّ جديد كه در فرمانبردارى خداى عزّ و جلّ و سلوك سبيل او از جانب خداى عزّ و جلّ كرامت شده و تنبيه و بيّنه كه به خاطر افتاده ، خداى را عزّ و جلّ بر آن ( عطا ) شكر گزارد و طلب تثبيت و ازدياد كرد . مثال كه به خاطر مبارك آمده كه بعضى در امور دنيا نادان و دخيلاند و بعضى ماهر و حاذق و طايفهء اول را راهى به استقامت و انتظام امر دنيا نيست جز متابعت طايفهء دوم ، مثالى مطابق است . كار آخرت نيز بعينه همچنين است ، حكمت خدا چنين اقتضا كرده كه بىواسطه بينايى در كار آخرت بعضى را باشد از بنىآدم ، و ديگران هركس كه به او پيوندد به واسطه او بينا گردد و الّا نابينا و بيراه بماند . چنانچه در تن آدمى همهء اعضا بينا نباشد ، همين چشم بينا باشد ، اما ديگر اعضا چون با چشم پيوند دارند ، همه به بينايى او بينا باشند ، اگر دست بينا نبودى به سوى آتشى رفتى و اگر پاى بينا نبودى به چاه رفتى ، اما چون از دست تميز يابيم كه آب گيرد و آتش نگيرد و از پاى تميز يابيم كه به زمين رود و به چاه نرود ، دانيم كه دست و پاى